شکایت مادر سارا از مامور گشت ارشاد

 

تاریخ انتشار:   ۱۱:۱۲    ۱۳۸۸/۲/۱۰

کد خبر: 3200

منبع:

نسخه چاپی

مادری پس از گذشت یک سال از مرگ دخترش بر اثر ایست قلبی، برای پیگیری پرونده شکایت خود از مامور گشت ارشاد، روز گذشته به دادسرای جنایی آمد.

http://www.tabnak.com/pics2/20090430641403196.jpgبه نوشته «سرمایه»، این مادر ادعا می‌کند، سارا، پرستار کشیک یکی از بیمارستان‌های تهران، پس از آن‌که ساعت کاری‌اش صبح سوم اردیبهشت ماه 87 به پایان رسید در راه بازگشت به خانه دانشجویی خود، با یکی از ماشین های گشت ارشاد در ده ونک برخورد کرد. ماموران گشت به او تذکر داده و از او می‌خواهند تا روسری خود را جلو بکشد. در این لحظه سارا عصبانی شده و به مامور گشت گفت: «روسری من جلو است، من شب گذشته یک پسر 20 ساله را کد زده‌ام، می‌دانی کد یعنی چه؟ یعنی مرگ؟ می‌دانی چرا؟ به خاطر مصرف زیاد کراک.»

سارا با صدای بلند و تند تند شروع به صحبت با ماموران گشت کرده و روبه آنها ادامه داد: «اگر راست می گویید بروید و این جوانان معتاد را از خیابان‌ها جمع کنید.»

مادر سارا مدعی شد که با بالا گرفتن درگیری لفظی بین ماموران گشت و سارا، یکی از ماموران مرد او را به داخل ون هدایت کرد، سارا را به منکرات برده و از چهره‌اش عکسی با پلاکارد روی سینه گرفتند.

وی ادعا کرد که شب سارا به خانه بازگشت و به مادرش تلفن کرد. به گفته مادرش سارا حالت روحی بدی داشته و به او اشاره کرده که قلبش درد گرفته است: «او اسم مامور گشت را به من داد و گفت مادر فقط این اسم به خاطرت باشد.»

مادر سارا با ناراحتی گفت: «می‌دانم همه می‌روند ولی نحوه رفتن است که انسان را می‌سوزاند.»

مادر سارا نزد بازپرس گریه می‌کرد و به خاطر سرنوشت دختر خود اشک ریخت: «من دو دختر دارم ولی این دختر بسیار حساس بود، شخصیت و روحیه خاصی داشت و بسیار آسیب‌پذیر بود. قلبش کمی بیمار بود و قرص مصرف می‌کرد، شاید اگر دختر دیگرم بود چنین اتفاقی برایش نمی افتاد اما روحیه سارا خیلی لطیف بود.»

مادر سارا که همراه دیگر اعضای خانواده در گرمسار زندگی می کند، بعد از آخرین مکالمه دیگر با دخترش صحبت نکرده و ظاهراً دختر پس از صحبت با مادر و پیش از آمدن دوستانش به خواب رفته است؛ خوابی که برای سارا بیداری نداشت. جسد سارا را به پزشک قانونی تحویل دادند و مرگ او ایست قلبی ناشی از مسمومیت تشخیص داده شد و به نظر می رسد آن شب سارا کمی بیش از همیشه از داروهای قلبی خود را مصرف کرده است.

مادر سارا از مامور گشت ارشاد شکایت کرد و او تحت بازجویی قرار گرفت اما دلیلی برای ارتکاب جرم مامور در علت مرگ سارا وجود نداشته و او آزاد شد.

مادر سارا که برای پیگیری پرونده به دادسرا آمده بود مقابل بازپرس پرونده مدعی شد: «اگرچه می دانم دیگر سارای من بازنمی گردد اما من از این مامور شکایت دارم اگر این فرد مقصر نبوده و فکر می کند مرتکب خطایی نشده است چرا دو روز بعد خود را به شهر دیگری منتقل کرده است.»

شائبه نادرست پدر
مادر سارا شکایت دیگری را هم مطرح کرد. وی ادعا کرد: «همان روز که سارا فوت کرد خبری در روزنامه ها کار شد مبنی بر اینکه خانم پرستاری که با یک پزشک رابطه داشته خودکشی کرده است و به نظر می رسد این خبر در ارتباط با دختر من بوده است ولی دختر من بسیار دختر ساده ای بود و ما مطمئن هستیم با کسی در ارتباط نبوده است.»
به گفته مادر سارا این مساله موجب شده پدر او به سارا شک کند.

با اظهارات این زن، بازپرس پرونده را رسیدگی کرد و متوجه شد پرستار که نامش در خبرها آمده فرد دیگری است و به طور اتفاقی خودکشی او با حادثه این پرستار در یک روز رخ افتاده و خبر آن در روزنامه ها کار شده است و این شبهه را برای پدر سارا ایجاد کرده که شاید دختر او باشد.

بازپرس پرونده پرستار خودکشی کرده، شماره تلفن و پرینت اس ام اس او را به مادر سارا نشان داد. در این پرونده پرستار پس از آنکه اس ام اس تهدیدآمیزی از همسر پزشک دریافت کرده بود تصمیم به خودکشی گرفته و در پیامی به مرد گفته بود: «من دیگر طاقت عذاب وجدان ندارم و مرگ برای من بهتر است.»

این پرونده نیز همان روز با اثبات خودکشی این زن مختومه اعلام شد.
مادر سارا از بازپرس خواست تا گواهی به او دهد یا خبر را در روزنامه ها درج کنند تا آن را به عنوان مدرک به پدر سارا نشان دهد.


نظرات بینندگان:

>>>   اينكه گروهي به اسم ارشاد،به انسان ها توهين كنند جاي هيچ بخشش ندارد.متاسفانه اكثر اين گروه ها نه طرز برخورد با مردم را بلدند و نه درست آموزش ديده اند.مردم هم اينقدر سنگ توي زندگي جلوي پاشون هست كه كم طاقت شدن.

>>>   متاسفانه چندین مورد از برخورد بد و ادبیات و حتی ضرب و شتم توسط عوامل ناجا را مردم شریف دیده اند
خدا قالیباف را بیامرزد که کارهای خوبی در ناجا کرد

>>>   اما من بیشتر از آن مامور غریبه دلم می خواهد به پدر سارا بگوید که خجالت بکشد و خجالت بکشد و خجالت بکشد. همین

>>>   درسته که نیروز انتظامی باید به فکر تصحیح و بهتر کردن رفتار مامورانش باشه
ولی اگه به حق گفته باشیم از گذشته خیلی بهتر شده و اینکه درهر جایی و هر کشوری خطاهایی وجود داره و نمیشه به صفر رسوند
در ثانی بهتر بود اون دختره به حرف پلیس گوش میکرد و اندکی روسری مبارک رو میداد جلو
پلیس باید قدرت و اقتدار داشته باشه

>>>   مادر جان شكايتت را به خدا ببر.

>>>   واقعا تا كي؟ پشتوانه قانوني اين گشت هاي ارشاد چيست؟ به چه حقي نواميس مردم را به كلانتري ميبرند؟ ...

>>>   گشت ارشاد خود نیاز به ارشاد دارد و....

>>>   نميدانم اين وضعيت تا كي قراره كه ادامه داشته باشه ماتاكي بايد شاهد اين گستاخيهاي مامورين به اصطلاح امنيت اجتماعي باشيم
اخر در كجاي تاريخ سابقه دارد كه بازور ميشود كار فرهنگي كرد يا اين كارهارا كدام روانشناس يا جامعه شناسي تاييد كرده
گيتي 50ساله


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است

myspace live counter